الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

385

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

پس مگر در ميان نزول الضحى و الشرح از آن حضرت دربارهء نعمت نبوّت ، سخنى وجود داشته كه همين مشركان را به پيشنهاد مال فراوان به آن حضرت تحريض كرده باشد تا از دعوت خويش دست بردارد ؟ ! ( 1 ) سورهء سيزدهم : العصر طبرسى مىگويد : گفته شده كه مراد از انسان ، وليد بن مغيره و ابو جهل مىباشند . « 1 » سيوطى قولى را به ابن عباس نسبت داده كه مىگويد مراد ، ابو جهل است « 2 » ؛ بنابراين قول خداوند متعال : « وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ » ؛ و همديگر را به حق و صبر وصيت مىكنند ؛ تعريض به يكى يا هر دوتاى آنها دارد ؛ زيرا آنها نيز يكديگر را به باطل و صبر در مقابله با حق توصيه مىكردند . اين معنا نيز اقتضاى اعلان را مىكند ، چنان كه اطلاق قول خداوند : « إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ » * ؛ الّا كسانى كه ايمان آورده‌اند و عمل صالح انجام داده‌اند ، نيز اقتضاى اعلان را دارد نه كتمان . ( 2 ) سورهء چهاردهم : العاديات طبرسى در مجمع البيان به صورت مرسل و قبل از او طبرى در تفسيرش با استناد به سعيد بن جبير از ابن عباس روايت مىكند كه گفت : هنگامى كه در حجر اسماعيل نشسته بودم ، مردى پيش آمد و از وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً ؛ سوگند به اسبان دوندهء دم‌زننده ، سؤال كرد . من گفتم : منظور اسب‌ها هستند به هنگامى كه در راه خدا مىتازند و سپس شب فرا مىرسد و غذايشان را تهيه مىكنند و آتش برمىافزوزند . ( 3 ) پس اين مرد از من جدا شد و نزد على بن ابى طالب كه زير سقاخانهء زمزم نشسته بود رفت و از او دربارهء وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً ؛ سؤال كرد . على عليه السّلام فرمود : تا كنون از شخص ديگرى اين را سؤال كرده‌اى ؟ گفت : بله ، از ابن عباس سؤال كردم كه جواب داد : منظور اسب‌هايى هستند كه در راه خدا مىتازند . حضرت فرمود : پس برو و او را بخوان . پس هنگامى كه به نزدش رسيدم به من فرمود : بدون علم فتوا و جواب مىدهى ؛ به خدا قسم اگر منظور جنگ اول اسلام ، يعنى

--> ( 1 ) . همان ، ص 815 . ( 2 ) . الدر المنثور ، ج 6 ، ص 391 .